سوال !؟

یعنی دلم می خواد از یکی از این گربه مرده هایی که وسط خیابون عین مف چسبیدن کف آسفالت ، بپرسم آخه کس خل اونور خیابون چی داشت که اینور خیابون نداشت !؟

2 نوشته شده در  ۱۳۸۸/۱۱/٢ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

رووون

تو مسابقات والیبال نوجوانان جهان اون ته سالن یه پوستر گنده بود ؛ توش عکس یه پسری بود که داره اسپک میزنه و یه دختری هم که داره با ساعد جمعش میکنه . حالا همین پوستر چون خیلی گنده بود رونای دختره همچین تو چشم میزد که نگو ! روزای اوّل تا یکی میومد سرویس بزنه چون میرفت جلوی پوستر این کس کشا سانسورش میکردن ! بعد از چند روز دیگه دختره طبیعی شد سانسورش نمیکردن ! بعد ما (منو شرک) تو خونه تماشا میکردیم ، تا یارو میومد سرویس بزنه میگفتیم "اووف ! روووون !!!"

پی نوشت : یه دختره الان اومد یه فرم داد بهم پر کنم . توش سؤال کرده "تا چه حد استفاده از اینترنت باعث بی بند و باری اخلاقی شما شده است !؟" جون من شماها بودین چیکارش میکردین !؟ من هوس کردم ببرمش اون پشت نشونش بدم چقدر باعث بی بند و باریم شده !

2 نوشته شده در  ۱۳۸۸/٤/۱۱ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

آقا خره !
مامان خانوم داشت با بچه کوچیکه مهمونا بازی میکرد ، بچهه یه خر عروسکی داشت . مامان خانوم خیلی ملیح رو به من کرد که "تامی واسه [...] عر عر کن !"
خوشحال شدم که با خنده گفت و منم طبعا پیچوندم ماجرا رو !
وگرنه مجبور بودم عر عر کنم جلو خاله جوون و خوشگل بچه ...
2 نوشته شده در  ۱۳۸۸/٤/٧ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

یاد ایامی

بچه که بودیم بابا میگفت : زمان ما برزیل یه بازیکنی داشت به اسم گارینشا ، رو یه دستمال چهار نفرو دریبل میزد ! حالا منم روزنامه ورزشی میخرم واسه پوستر وسطش ؛ که یه روزی نشون بچم بدم و بگم : زمان ما یه بازیکنی بود به اسم زیدان ، انگاری باله میرقصید !

پی نوشت : گه میخوره فوتبال دوست نداشته باشه سگ پدر !

راستی آقا یه سایتی درست کردن به اسم البرزی (حالا با واژه خارجیش) ، توش قطره تنگ کننده واژینال میفروشن . نرین بخرین بمالین درتون ، سرو تهشو هم بیارین هیچی هم دیگه نره توش بیاین یقه منو بگیرینا ! از الان گفته باشم . به جان خودم هیچ ربطی به من نداره !

والا بخدا ، کاره دیگه !

2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/۱٠/٢٦ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

تولد

عجب روزگاریه ها ! بیست و پنجمی هم گذشت

2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/٩/۱ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

ف ح ش و فیلتر

دیدی وقتی توی پرشین بلاگ یه فحشی بدی تندی فیلتر میشی و باید مثلا فحش رو اینطوری بنویسی «ف ح ش» که فقط حروف حساب بشه ! حالا قضیه کامپیوتر منم اینه ؛ یه ویروسی گرفته که کافیه یه «ف ا ک» یا «س ک س» یا هر چیز دیگه ای توش بیاد ، تندی فایل رو میبنده و میگه : مگه مرض داری !؟ نمیدونی این ویروسه ؟ خلاصه اینکه اعصاب واسمون نذاشته ولی بدرد فیلترینگ ایران میخوره ! یادم باشه ویروس رو بدم به مخابرات و یه پولی بزنم به جیب

2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/۸/٢ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

جوگیر !
میگم من نمیفهمم ، این ملّت دقیقاً از چی اینقد خوشحالن !؟ یعنی رسماً روح آدم گاییده میشه اینا رو میبینه ! هر جا میری همه خوشحال ، همه خندون ، همه کشیدن پایین آقا بیا بکن توش !
یازده و نیم شب رفتیم پمپ بنزین ، برق نیس . ماشینا همه به صف وایسادن راننده ها هم دور هم هر هر کر کر که آره برق رفته ، پمپ قطعه فعلاً ! خوب کونیا برق نیس ، چرا نیس !؟ چرا نباس باشه !؟ تو گه سگ واسه چی میخندی که برق نیس !؟ تو الان باس عصبانی باشی ! باس کفرت در بیاد ! باس اخم کنی ! نه که بشینی بخندی ! همه خوشحال ... ای خدا ! جون مادرت همه خوشحال !!!
به نظرم به جا این همه تجمع های تخمی و شعار های باسمه ای ، بیایم یه جنبشی راه بندازیم شعارش این باشه : "هوی حیوون ! نخند !"
آدمو سگ بگیره ، جو نگیره... حکایت منه .
2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/٧/٩ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

ضدحال

حکیمانه ترین و گوشه دفتر یادداشت نوشتنی ترین و نگاه به افق های دور کردنی ترین جملات زندگیتو دقیقا وقتی میگی که نه دفتر یادداشت دمه دستته ، نه اصولا بیننده ای هست که بخوای جلوش به افق های دوردست خیره بشی !

2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/٦/٢٢ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

غول بیابونی

امروز «شرک» روزه گرفته بود ، البته 5-4 روزه که میگیره ولی خوب من امروز متوجه شدم . اذان که گفت بهش گفتم قبول باشه ، برگشته بهم میگه به تو ربطی نداره «چوب کبریت» و یه مشت زد تو بازوم و بعدشم فرار کرد و رفت تو اتاقش !! خدا عاقبت مارو بخیر کنه با این ته تغاری !

2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/٦/۱۱ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()

بانوان

به نظرم باید بجای این درسای چرت و پرتی که تو مدرسه به دخترا یاد میدن ، یه درسی درست کنن به اسم مهارتهای عمومی . توش کارای مختلف یاد بدن ؛ حالا از عوض کردن زاپاس ماشین بگیر تا کار کردن با عابر بانک ! خدائیش یه بار باید پشت سر بعضیاشون تو عابر بانک وایسی تا بفهمی چی میگم . یعنی ده دوازده تا مرد توی عابر بانک جفتی کارشونو میکنن و میرن ، تو هنوز وایسادی تا خانوم بیست تومن پول برداشت کنه !

پی نوشت :

آقا گه خوردنو واسه همین وقتا گذاشتن دیگه ! ما گه خوردیم اصلا حرف زدیم ! این آبجی ما خیلی مالتی تسک تشریف دارن ، اصلا هم با عابر بانک مشکل ندارن به هیچ وجه واقعا !! این پی نوشت هم زوری نوشته نشده ها ؛ اصلا !

2 نوشته شده در  ۱۳۸٧/٥/٢٠ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ  توسط تام کروز  پيام هاي ديگران ()